سلام
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که دادی مرواد از یادت
در شگفتم که در این مدت ایام فراق
بر گرفتی ز حریفان دل و دل میدادت
یا حق
دیر اومدی ای رفته
طعمت از دهن افتاد
دل دلزده شد از تو
آهنگ تو رفت از یاد
یا حق
این پست رو فقط به افتخار زندگی میدم
جوانه امید زندگیست
زندگی شکفتن جوانه است !!
یا حق
سلام
اینو از باگ دوست عزیزم رامین برداشتم (البته بدون اجازه ناشر )
یه سری به ائمن بزنین شازده کوچولو رو میگم.
مدت زيادي از تولد برادر سالی كوچولو نگذشته بود . سالي
مدام اصرار مي كرد به پدر و مادرش كه با نوزاد جديد
تنهايش بگذارند
پدر و مادر مي ترسيدند سالي هم مثل بيشتر بچه هاي چهار
پنج ساله به برادرش حسودي كند و بخواهد به او آسيبي
برساند . اين بود كه جوابشان هميشه نه بود . اما
در رفتار سالي هيچ نشاني از حسادت ديده نمي شد ، با
نوزاد مهربان بود و اصرارش هم براي تنها ماندن با او
روز به روز بيشتر مي شد ، بالاخره پدر و مادرش تصميم
گرفتند موافقت كنند .
سالي با خوشحالي به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش
بست . اما لاي در باز مانده بود و پدر و مادر كنجكاوش مي
توانستند مخفيانه نگاه كنند و بشنوند . آنها سالي
كوچولو را ديدند كه آهسته به طرف برادر كوچكترش
رفت. صورتش را روي صورت او گذاشت و به آرامي گفت :
ني ني كوچولو ، به من بگو خدا چه جوريه ؟ من داره
يادم ميره!!!!
شما ها یادتون هست خدا چه شکلیه؟؟
یا حق
از یه ور اینقدر دوسشون دارم (سنگدل ها رو میگم) که نمی تونم دیگه قبولشون نداشته باشم
از یه ور هم اینقر بی وفا هستن که نمیشه باهاشون کنار اومد
آی خدا چیکار کنم
یا حق
دل من دیر زمانی است که میپندارد
دوستی نیز گلی است
مثل نیلوفر و یاس
ساقه ترد لطیفی دارد
بیگمان سنگدل است
آنکه روا میدارد
تن این ساقه نازک را
دانسته بیازارد
یا حق
خودم شروع میکنم
۱- یه راه حل یه راه مرگ
۲
۳
یا حق
اینو به در خواست دوست جدیدم امین گذاشتم
کاشکی معنیشو درک کنین
سه گونه خط نوشتي ،
يكي او خواندي و لا غير
يكي را ، هم او خواندي ، هم غير
يكي ، نه او خواندي ، نه غير او
آن ( خط سوم ) منم..........
یا حق
تو شهر یه چرخی زدم
بعدشم رفتم دانشکده
اونجا خبری از تعمیرات نبود
اما سالن ورزشمون رو کرده بودن انبار امداد هلال احمر
از مردم که پرسوجو کردم دیدم همه تو چادر شبا میخوابن
هر روز کم کم ۳ ۴ تا زلزله با قدرت ۴ تا ۵ ریشتر استاده
اما در کل مردم سر زنده بودن
یعنی با مرگ کنار اومده بودن
وقتی مرگ رو بیخ گوشت حس کنی بیشتر به صحت اعمالت فکر میکنی و شاد تر زندگی میکنی
پس همواره به یاد مرگ باش
یا حق
قلب از آینه شفاف تر است
و نگاه سختی٬ شکند آینه را
یادمان باشد
که حقیقت را
در تمامی وجود میابیم
یادمان باشد که
در به سوی نور نبندیم!!!
باز هم از بدیه سراییات خودم
یا حق
کتاب زهیر پائولو رو هفته پیش تموم کردم
یه کتاب دیگشو برداشتم ( زیارت)
اینم به همون زیبایی
البته با تمام جذبه ای که داره یه سری از متلباش با باورهای ما سازگار نیست
اما در هر حال خوندنشونو توصیه میکنم
و راه پیشنهادی من م ان که از آخر بیایین اول
یعنی از کتابایی که زیاد سرو صدا نکردن شروع کنین و آخر سر به مطالعه ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد و کیمیاگر بپردازید
موفق باشید
یا حق
داریم رو یه همایش کار میکنیم
یه همایش با موضوع اینترنت و دانشهای آن
میخئاهیم انفجاری ایجاد کنیم که صداش از کرمان به همه جا برسه ( پس احتمالاْ باید قویتر از ۶.۸ ریشتر زلزله باشه
)
اما نه باید کار کنیم
هر کی آمادس یه یا علی بگه
یا حق
happy the day a was born
happy teh time i enterd
the time i enterd the world
i say welcome to myself
and i wana be first
i say happy to myself
happy my birthday olaaaaa
تولدم مبارک
ایشا... کلی سال زنده باشم
پیام تبریک یادتون نره
چند وقت بود که یکی از دوستان (جاوید) شماره موبایل منو داده بود به یه خبرنگار که میخاست در مورد زلزله خبر بگیره.آخرش یه خانمی (خانم احمدی) با من تماس گرفت (البته خیلی دیر تر از موعد)
اما در هر حال همونی بود که مننیاز داشتم
یه راه که بتونم حرفمو بگم
گفت خبر نگار نسل فرداست
منم همه مشکایی که سر جریان زلزله برامون پیش اومده بود رو براش گفتم
کاشکی منعکس بشه و کاشکی جواب بده
هر چند که دیگه خیلی دیر شده
یا حق
زندگی تعبیری است
که من از آن دارم که تو از آن داری
زندگی زیبایی است ٬جلوه ای همچون قو
زندگی باران است
زندگی خندان است
زندگی فریادی است که طنین انداز است
زندگی آن شوقی است که شکفتن دارد
زندگی آن شعری است که سحر می خواند که صبا میداند
زندگی یک واژه است
این که با هم باشیم این که آدم باشیم!!
زندگی یک بازی است که در آن میبازیم~؟
همه دارایی را ! همه خوبی ها را همه زیبایی را همه برنایی را !!
و در آن میابیم.....؟
سروده خودم
یا حق
شاید بمانم بر جای هراسان
و شاید گویم لبخندزنان
روزم نیک بود٬شب بیاید خرامان
کشتزارم کشت کرده است
سفره ام پر بار٬
هر چیز بهجای خویش است ٬ای یاران
این یه تیکه در اصل به فرانسه بوده
ترجمش این شده پس اگه به دل نمیشینه ناراحت نشین اما معناشو درک کنین
راستی یه نکته خیلی مهم
سعی کنید آن زمانی که زنده اید نمیرید
یا حق
عزیزان
این کتاب پائولو (زهیر) خیلی ناجور رفته تو مخم
داره مجبورم میکنه بشم شخصیت داستان
نویسنده
خدا رو چه دیدی
تو پست بعدی چند تا تیکه نازشو استاد میکنم
یا حق
امروز چند خط از یکی از کتابهای پائولو کولیئو رو مینوسم
به من که خیلی حال داد
شما رو نمیدونم
کافی است توجه کنید
هرگاه آماده باشید آموزه ها هم به شما میرسد . همواره اگر به نشانه ها توجه کنید ُ هر چه را برای گام بعدی نیاز دارید خواهید آموخت
انسان دو مشکل بزرگ دارد ۱- از کجا شروع کند .۲- کجا باید تو قف کند
همیشه روابط مطرح است زیرا که این دنیا بر مینای روابط ساخته شده است
برای آنکه بتوانی خود را با او پیدا کنی ابتدا باید خود را با خود پیدا کنی
کاش موثر باشن
یا حق
emro0z khastam jadidi shoro konam
finglish benevisam :D
kho0b khabare jadid inke ba hamkari do0ste azizm javid sitemo0n dare amade mishe
adresesham ine
www.yaran.ir
baba che kelasi .ir:D
bye for now
اقا حیرونمون کردن
آخه من کلی طالب علمم
من باید برم دانشگاه
این چه مصیبتیه
بابا ب دادم برسید
تا ۱۴ فروردین تعطیلمون کردن
تازه مژده هم دادن شاید حضف ترم بشیم
پدرمونو در آوردن
کشتنمون
ایدز گرفتیم
مثلاْ خیر سزمون دانشجو شدیم
یه زلزله کوچولو (همش ۶.۴ ریششتری ) اومد
کل کلاسامون تا ۱۴ فروردین استاد شد
آقا من دردمو به کی بگم
جونم در اومد بس که اومدم باهنر و رفتم
اما یه نکته هست
اونم اینکه
این نیز بگذرد ....
یا حق
گفتم این دفعه چی بنویسم
یادم اومد چند تا گلواژه بلدم
گفتم خوب همونا رو مینویسم
۱-
Real frindship shins in time of trouble
۲-
حقیقت آدمی در آن قسمتی است که نمی گویند
۳-
این رو هم از ارفع کرمانی داشته باشین که :
و خداوند آفرید عشق را پیش از سپیده دم روز نخست
این نیز بگذرد
یا حق
بابا کشتنمون !!!
امروز اومدیم دانشگاه باهنر ببینیم چیکار میشه کرد همه کلی تحویل گرم رو استاد کردند بعدشم جوری که انگار نه انگار ما آدمیم .....
کلاْ خدا نصیب گرگ بیابون نکنه !!!
این بار هم گذشت
یا حق
چشامو باز کردم
از پنجره بیرونو نیگا کردم
هوا تاریک بود .داشتم به خودم میگفتم اذان شده؟
برم نماز بخونم؟؟؟؟؟
یه هویی یه صدایی شد.زمین لریزید
داشتم با خودم میگفتم برم پایین نرم؟؟(آخه طبقه دوم نخت تو خوابگاه دانشجویی دانشکده صنعت و معدن زرند بودم)
آخرش اومدم طبقه پایین (تخت) پیش رفیقم دیدم بابا هنوز داره میلرزه با زیر پوش و شلوار ی که پام بود
پریدم بیرون
چند دقیقه ای گذشت تازه فهمیدم چی شده
دانشکده ما تو دامنه کوه و به کل شهر مشرف
از اون بالا شهر رو(زرند) دیدم
دیشب غرق نور الان فقط چراغای ماشینا
سردم شده بود رفتم که برم تو خوابگاه لباسامو بردارم شیشه ها شکسته بو سقف و دیوار اطاقم مخصوصاْ جایی که تختم اونجا بود ریخته بود
لباسامو تنم کردو کاپشنمو برداشتم که دوباره شروع شد
اومدم بیرون حدود ۵ ۶ ساعت زیر بارونا تو محوطه دانشگاه بودیم
اما خدا رو شکر
خیشکی از بچه ها طوریشون نشد
این بار هم به خیر گذشت
سال دیگه چی میشه و من چیکار میکنم رو خدا میدونه
یا حق
تو با همه فرق داری
این خیلی بهتره تا بگی خمه با هم فرق دارن
سعی کن که تک باشی
چون در حقیقت هم همینطوره
فقط راهتو گم نکن
مراقب باش
هرچند که نیستی
Alen
السلام عليك يا ابا عبدالله
الســــلام علي الحسين
و علي علي ابن الحسين
و علي اولــاد الحسين
و علي اصحــاب الحسين
كجام؟
گم شدم؟؟؟ غرق شدم؟
پارسال اين موقع كنار ضريح آقا بودم
كربلا بودم
تو چند قدمي آقام ابوالفضل
امّا حالا؟؟امسال اصلاً نفهميدم تاسوعا شد عاشورا شد...
خدا آخه چرا؟ يعني اينقدر خوابم؟؟؟
كمكم كنين
نميخوام خواب بمونم
بيدارم كنين
يا حقّ

