تبليغاتX
دنياي آلن Alen's World
ساقیا پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1383 6:19 بعد از ظهر
 

سلام

 

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

وان مواعید که دادی مرواد از یادت

در شگفتم که در این مدت ایام فراق

بر گرفتی ز حریفان دل و دل میدادت

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

یه شعر جالب اما نا مناسب (احتمالاَ برای آخر سال) چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1383 11:39 قبل از ظهر
سلام

دیر اومدی ای رفته

طعمت از دهن افتاد

دل دلزده شد از تو

آهنگ تو رفت از یاد

 

یا حق

 

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

سال نو دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1383 11:1 قبل از ظهر
سلام

این پست هم به افتخار سال نو!!

 sal no                                  

             

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

زندگی (2) دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1383 10:35 قبل از ظهر
سلام

این پست رو فقط به افتخار زندگی میدم

جوانه امید زندگیست

زندگی  شکفتن جوانه است !!

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

بنام او بیاد او برای او شنبه بیست و دوم اسفند 1383 6:39 بعد از ظهر

سلام

اینو از باگ دوست عزیزم رامین برداشتم (البته بدون اجازه ناشر )

یه سری به ائمن بزنین شازده کوچولو رو میگم.

 

مدت زيادي از تولد برادر سالی كوچولو نگذشته بود . سالي

مدام اصرار مي كرد به پدر و مادرش كه با نوزاد جديد

تنهايش بگذارند

پدر و مادر مي ترسيدند سالي هم مثل بيشتر بچه هاي چهار

پنج ساله به برادرش حسودي كند و بخواهد به او آسيبي

برساند . اين بود كه جوابشان هميشه نه بود . اما

در رفتار سالي هيچ نشاني از حسادت ديده نمي شد ، با

نوزاد مهربان بود و اصرارش هم براي تنها ماندن با او

روز به روز بيشتر مي شد ،‌ بالاخره پدر و مادرش تصميم

گرفتند موافقت كنند .

سالي با خوشحالي به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش

بست . اما لاي در باز مانده بود و پدر و مادر كنجكاوش مي

توانستند مخفيانه نگاه كنند و بشنوند . آنها سالي

كوچولو را ديدند كه آهسته به طرف برادر كوچكترش

رفت. صورتش را روي صورت او گذاشت و به آرامي گفت :

ني ني كوچولو ، به من بگو خدا چه جوريه ؟ من داره

يادم ميره!!!!

 

شما ها یادتون هست خدا چه شکلیه؟؟

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

سنگدل شنبه بیست و دوم اسفند 1383 6:12 بعد از ظهر
آخه چی بگم

از یه ور اینقدر دوسشون دارم (سنگدل ها رو میگم) که نمی تونم دیگه قبولشون نداشته باشم

از یه ور هم اینقر بی وفا هستن که نمیشه باهاشون کنار اومد

 

آی خدا چیکار کنم

یا حق

 

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

یه شعر قدیمی زیبا پنجشنبه بیستم اسفند 1383 11:14 بعد از ظهر
 

دل من دیر زمانی است که میپندارد

دوستی نیز گلی است

مثل نیلوفر و یاس

ساقه ترد لطیفی دارد

بیگمان سنگدل است

آنکه روا میدارد

تن این ساقه نازک را

دانسته بیازارد

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

تنهایی پنجشنبه بیستم اسفند 1383 10:7 قبل از ظهر
این پست رو گزاشتم هر کی میخواد نظاتشو بگهخ

خودم شروع میکنم

۱- یه راه حل   یه راه مرگ

۲

۳

 یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

شمس تبریزی چهارشنبه نوزدهم اسفند 1383 11:1 بعد از ظهر
 

اینو به در خواست دوست جدیدم امین گذاشتم

کاشکی معنیشو درک کنین

سه گونه خط نوشتي ،

يكي او خواندي و لا غير

يكي را ، هم او خواندي ، هم غير

يكي ، نه او خواندي ، نه غير او

آن ‌ ( خط سوم ) منم..........

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

عید چهارشنبه نوزدهم اسفند 1383 10:17 بعد از ظهر
عيد مبارك 
نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

اخبار چهارشنبه نوزدهم اسفند 1383 6:31 بعد از ظهر
امروز رفتم زرند

تو شهر یه چرخی زدم

بعدشم رفتم دانشکده

اونجا خبری از تعمیرات نبود

اما سالن ورزشمون رو کرده بودن انبار امداد هلال احمر

از مردم که پرسوجو کردم دیدم همه تو چادر شبا میخوابن

هر روز کم کم ۳ ۴ تا زلزله با قدرت ۴ تا ۵ ریشتر استاده

اما  در کل مردم سر زنده بودن

یعنی با مرگ کنار اومده بودن

وقتی مرگ رو بیخ گوشت حس کنی بیشتر به صحت اعمالت فکر میکنی و شاد تر زندگی میکنی

پس همواره به یاد مرگ باش

 

یا حق

 

 

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

یادمان باشد سه شنبه هجدهم اسفند 1383 6:30 بعد از ظهر
یادمان باشد همیشه

قلب از آینه شفاف تر است

و نگاه سختی٬ شکند آینه را

یادمان باشد

که حقیقت را

در تمامی وجود میابیم

یادمان باشد که

در به سوی نور نبندیم!!!

 

 

باز هم از بدیه سراییات خودم

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

و دوباره پائولو!! سه شنبه هجدهم اسفند 1383 9:42 قبل از ظهر
سلام

کتاب زهیر پائولو رو هفته پیش تموم کردم

یه کتاب دیگشو برداشتم ( زیارت)

اینم به همون زیبایی

البته با تمام جذبه ای که داره یه سری از متلباش با باورهای ما سازگار نیست

اما در هر حال خوندنشونو توصیه میکنم

و راه پیشنهادی من م ان که از آخر بیایین اول

یعنی از کتابایی که زیاد سرو صدا نکردن شروع کنین و آخر سر به مطالعه ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد و کیمیاگر بپردازید

 

موفق باشید

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

همایش دوشنبه هفدهم اسفند 1383 7:36 بعد از ظهر
سلام

داریم رو یه همایش کار میکنیم

یه همایش با موضوع اینترنت و دانشهای آن

میخئاهیم انفجاری ایجاد کنیم که صداش از کرمان به همه جا برسه ( پس احتمالاْ باید قویتر از ۶.۸ ریشتر زلزله باشه)

 

اما نه باید کار کنیم

هر کی آمادس یه یا علی بگه

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

happy my birth day !! دوشنبه هفدهم اسفند 1383 11:0 قبل از ظهر
happy my birthday olaaaaaaa

happy the day a was born

happy teh time i enterd

the time i enterd the world

 i say welcome to myself

 and i wana be first

i say happy to myself

 

happy my birthday olaaaaa

 

تولدم مبارک

ایشا... کلی سال زنده باشم

پیام تبریک یادتون نره

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

خبر نگار !! جمعه چهاردهم اسفند 1383 8:32 بعد از ظهر
سلام

 

چند وقت بود که یکی از دوستان  (جاوید) شماره موبایل منو داده بود به یه خبرنگار که میخاست در مورد زلزله خبر بگیره.آخرش یه خانمی (خانم احمدی) با من تماس گرفت (البته خیلی دیر تر از موعد)

اما در هر حال همونی بود که مننیاز داشتم

یه راه که بتونم حرفمو بگم

گفت خبر نگار نسل فرداست

منم همه مشکایی که سر جریان زلزله برامون پیش اومده بود رو براش گفتم

 

کاشکی منعکس بشه و کاشکی جواب بده

هر چند که دیگه خیلی دیر شده

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

شعر (زندگی) پنجشنبه سیزدهم اسفند 1383 11:5 قبل از ظهر
زندگی؟

زندگی تعبیری است

که من از آن دارم که تو از آن داری

زندگی زیبایی است   ٬جلوه ای همچون قو

زندگی باران است

زندگی خندان است

زندگی فریادی است    که طنین انداز است

زندگی آن شوقی است   که شکفتن دارد

زندگی آن شعری است   که سحر می خواند   که صبا میداند

زندگی یک واژه است

این که با هم باشیم   این که آدم باشیم!!

زندگی یک بازی است   که در آن میبازیم~؟

همه دارایی را ! همه خوبی ها را همه زیبایی را همه برنایی را !!

و در آن میابیم.....؟

 

 

 

سروده خودم

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

شعر چهارشنبه دوازدهم اسفند 1383 11:41 قبل از ظهر
آقا یه شعر ناز گفتم

پست بعدی استاد میشه!!

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

جادوی ادبیات سه شنبه یازدهم اسفند 1383 8:47 بعد از ظهر
آنگاه که فاجعه برآید بر آدمیان

شاید بمانم بر جای هراسان

و شاید گویم لبخندزنان

روزم نیک بود٬شب بیاید خرامان

کشتزارم کشت کرده است

سفره ام پر بار٬

هر چیز بهجای خویش است ٬ای یاران

 

این یه تیکه در اصل به فرانسه بوده

ترجمش این شده پس اگه به دل نمیشینه ناراحت نشین اما معناشو درک کنین

 

راستی یه نکته خیلی مهم

 

سعی کنید  آن زمانی که زنده اید نمیرید

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

پائولو سه شنبه یازدهم اسفند 1383 7:23 بعد از ظهر
سلام

عزیزان

این کتاب پائولو (زهیر) خیلی ناجور رفته تو مخم

داره مجبورم میکنه بشم شخصیت داستان

نویسنده

خدا رو چه دیدی

تو پست بعدی چند تا تیکه نازشو استاد میکنم

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

چند تیکه باحال دوشنبه دهم اسفند 1383 9:22 قبل از ظهر
سلام

امروز چند خط از یکی از کتابهای پائولو کولیئو رو مینوسم

به من که خیلی حال داد

شما رو نمیدونم

 

کافی است توجه کنید

          هرگاه آماده باشید آموزه ها هم به شما میرسد . همواره اگر به نشانه ها توجه کنید ُ هر چه را برای گام بعدی نیاز دارید خواهید آموخت

 

انسان دو مشکل بزرگ دارد ۱- از کجا شروع کند .۲- کجا باید تو قف کند

 

همیشه روابط مطرح است زیرا که این دنیا بر مینای روابط ساخته شده است

برای آنکه بتوانی خود را با او پیدا کنی ابتدا باید خود را با خود پیدا کنی

 

کاش موثر باشن

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

yaran یکشنبه نهم اسفند 1383 7:31 بعد از ظهر
salam bache ha
emro0z khastam jadidi shoro konam
finglish benevisam :D

kho0b khabare jadid inke ba hamkari do0ste azizm javid sitemo0n dare amade mishe


adresesham ine


www.yaran.ir
baba che kelasi .ir:D
bye for now
نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

الاف یکشنبه نهم اسفند 1383 9:16 قبل از ظهر
سلام

اقا حیرونمون کردن

آخه من کلی طالب علمم

من باید برم دانشگاه

این چه مصیبتیه

بابا ب دادم برسید

تا ۱۴ فروردین تعطیلمون کردن

تازه مژده هم دادن شاید حضف ترم بشیم

 

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

کشتنمون شنبه هشتم اسفند 1383 10:39 قبل از ظهر
سلام

پدرمونو در آوردن

کشتنمون

ایدز گرفتیم

مثلاْ خیر سزمون دانشجو شدیم

یه زلزله کوچولو (همش ۶.۴ ریششتری ) اومد

کل کلاسامون تا ۱۴ فروردین استاد شد

آقا من دردمو به کی بگم

جونم در اومد بس که اومدم باهنر و رفتم

اما یه نکته هست

اونم اینکه

 

 

این نیز بگذرد ....

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

بدون شرح D: پنجشنبه ششم اسفند 1383 11:23 قبل از ظهر
سلام

گفتم این دفعه چی بنویسم

یادم اومد چند تا گلواژه بلدم

گفتم خوب همونا رو مینویسم

 

۱-

Real frindship shins in time of trouble

۲-

حقیقت آدمی در آن قسمتی است که نمی گویند

۳-

این رو هم از ارفع کرمانی داشته باشین که :

 

و خداوند آفرید عشق را پیش از سپیده دم روز نخست

 

این نیز بگذرد

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

حیرونی چهارشنبه پنجم اسفند 1383 3:10 بعد از ظهر
سلام

بابا کشتنمون !!!

امروز اومدیم دانشگاه باهنر ببینیم چیکار میشه کرد همه کلی تحویل گرم رو  استاد کردند بعدشم جوری که انگار نه  انگار ما آدمیم .....

کلاْ خدا نصیب گرگ بیابون نکنه !!!

 

این بار هم گذشت

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

زلزله سه شنبه چهارم اسفند 1383 7:26 بعد از ظهر
سلام

چشامو باز کردم

از پنجره بیرونو نیگا کردم

هوا تاریک بود .داشتم به خودم میگفتم اذان شده؟

برم نماز بخونم؟؟؟؟؟

یه هویی یه صدایی شد.زمین لریزید

داشتم با خودم میگفتم برم پایین نرم؟؟(آخه طبقه دوم نخت تو خوابگاه دانشجویی دانشکده صنعت و معدن زرند بودم)

آخرش اومدم طبقه پایین (تخت) پیش رفیقم دیدم بابا هنوز داره میلرزه با زیر پوش و شلوار ی که پام بودپریدم بیرون

چند دقیقه ای گذشت تازه فهمیدم چی شده

دانشکده ما تو دامنه کوه و به کل شهر مشرف

از اون بالا شهر رو(زرند) دیدم

دیشب غرق نور الان فقط چراغای ماشینا

سردم شده بود رفتم که برم تو خوابگاه لباسامو بردارم شیشه ها شکسته بو سقف و دیوار اطاقم مخصوصاْ جایی که تختم اونجا بود ریخته بود

لباسامو تنم کردو کاپشنمو برداشتم که دوباره شروع شد

اومدم بیرون حدود ۵ ۶ ساعت زیر بارونا تو محوطه دانشگاه بودیم

اما خدا رو شکر

خیشکی از بچه ها طوریشون نشد

این بار هم به خیر گذشت

سال دیگه چی میشه و من چیکار میکنم رو خدا میدونه

 

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

تک شنبه یکم اسفند 1383 8:29 بعد از ظهر
این رو همیشه به خاطر داشته باش

تو با همه فرق داری

این خیلی بهتره تا بگی خمه با هم فرق دارن

 

 

سعی کن که تک باشی

چون در حقیقت هم همینطوره

فقط راهتو گم نکن

مراقب باش

هرچند که نیستی

Alen

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

بيدار شو!! شنبه یکم اسفند 1383 7:31 بعد از ظهر
 

السلام عليك يا ابا عبدالله

 

الســــلام علي الحسين

و علي علي ابن الحسين

و علي اولــاد الحسين

و علي اصحــاب الحسين

 

 

كجام؟

گم شدم؟؟؟ غرق شدم؟

پارسال اين موقع كنار ضريح آقا بودم

كربلا بودم

تو چند قدمي آقام ابوالفضل

امّا حالا؟؟‌امسال اصلاً نفهميدم  تاسوعا شد عاشورا شد...

 

خدا آخه چرا؟ يعني اينقدر خوابم؟؟؟

كمكم كنين

نميخوام خواب بمونم

بيدارم كنين

 

يا حقّ

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |