تبليغاتX
دنياي آلن Alen's World
دوست دارم ( برا اونی که خودش میدونه) پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1384 8:15 بعد از ظهر
سلام

شاید آخرین پست من برای حدود ۲ ماه باشه

این یه ترانه از کریس دی برگ هست

واقعا عالیه

The Road to Freedom :: The Words I Love You

 There are those who think that love comes with a lifetime guarantee,
But we know from those around us, that this may not always be,
It's the simple things that come between a father and a son,
But when they try to talk, the knives are out before they have begun;

Well that was me, and I have seen the light that shines for eternity,
Because I learned to say the words “I love you;”

So many hearts have been broken by the lies of history,
And so many arms are still open for that final mystery;
We must show respect for all the rest, and what a man believes,
And the one who died upon the cross, well he is the one for me,
And he said “Come with me and you will see the light that shines
For eternity, be strong and learn to say the words “I love you;”

And this endless road that we are on just keeps on going round,
But there's one destination that always is here to be found;

So come with me, and you will see the light that shines for eternity,
Be strong and learn to say the words “I love you,”
Be strong and learn to say the words “I love you,” the words “I love you,”
The words “I love you,” the words “I love you.”

 

 

حلالم کن

 

 

بدرود

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

به علاوه بینهایت پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1384 9:13 قبل از ظهر
سلام

بچه ها شرمنده

من اونجا منظورم زرنده تو یه محیط کاملا ایزوله از لخاظ نت هستم

اما این دلیل بی معرفتی نیست

آخرین خبر هم اینکه من دانشجوی معدن اونجا انجمن علمی کامژیوتر راه انداختم

و یه گروه علمی زبان

با نام Plus infinity

 

اینم از کارای ما

اما..

این نیز بگذرد

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

سلام چهارشنبه هفدهم فروردین 1384 5:9 بعد از ظهر
سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام

اینا برای اینکه دیر اومدم

آخه رفته بودم یه محیط ایزوله که هیچ گونه امکان ارتباطی با net نذاشتم

رفته بودم زرند

همون بهشت بی آب و علف قبلی البته یه کم سبز تر

آقا از چی بگم

از اینکه این مدت نتونستم تو اون خوابگاه با اون وضع ناجور و ترک های رو دیوارش بخوابم یا از اینکه از ترس ساعت ۲ نصفه شب رفتیم جلو پلاسمونو بردیم رو محوطه و از شانس گلمون ۴ صبح لوله آبیاری باغچه ها ترکید و کل زندگیمونو خیس کرد؟؟؟

هر چی بگم کمه

اما طبق معمول این نیز بگذرد

 

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

شنبه سیزدهم فروردین 1384 2:17 قبل از ظهر
سلام

باز اومدم یه چشمه دیگه بذارم

ما اینیم دیگه

 

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

بازگشت!! جمعه دوازدهم فروردین 1384 6:20 بعد از ظهر
سلام

آخره سر حالا داریم میرسیم به ۱۴ فروردین

روزی که قراره باز برگردیم دانشگاه

تو عین ناباوری.وقتی که حتی نمیدونی باید بری یا نه؟!

اما بد ترین چیز شاید احتمالی باشه که رئیس ذانشگاه گفت

اینکه بنا به موقعیت شاید حتی حذف ترم بشیم

کم همینجوری عقب هستیم حالا یه ترم هم باز عقب تر

خدا

 

 

برام دعا کنید

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

سفر؟؟! جمعه دوازدهم فروردین 1384 0:13 قبل از ظهر
سلام

۴ شبانه روز پیش سفر بودم

پس این دلیل اینکه چرا دیر آپدیت کردم

جاتون خالی رفتیم جیرفت (یکی از شهرستان های تابعه کرمان) جاتون خالی خونه یکی از دوستان

کلاْ حال کردم

البته فقط دوری از نت عذابم میداد

اما ..

آن نیز گذشت

 

موفق باشید

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

بازگشت یکشنبه هفتم فروردین 1384 2:31 بعد از ظهر
سلام

این پست به افتخار یه دوسته

یه دوست قدیمی که حالا برگشته

میخواذ بمونه

پس باید دلگرم بشه

به افتخارش

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

10 دقیقه تا فردا شنبه ششم فروردین 1384 10:0 قبل از ظهر
سلام مجدد

 جالبه، میدونستین بین غرب ترین نقطه قاره آمریکا و شرق ترین نقطه قاره آسیا چقدر فاصله هست؟
فقط حدود 70km!

دو تا جزیره هستند به اسم Diomede Islands که با هم فقط دو سه کیلومتر فاصله دارن. این دوتا یکیشون اینطرف خط بین المللی تاریخه یکیشون اونطرف. به این ترتیب وقتی توی Little Diomede دوشنبه است توی Big Diomede سه شنبه است! یعنی از Little Diomede با یه قایق 10 دقیقه ای میشه رفت فردا!

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

زندگي مثل Email ميمونه. شنبه ششم فروردین 1384 9:54 قبل از ظهر
سلام

گاهي يه email از يه دوست ميگيريم و بهش جواب ميديدم. گاهي ميبينيم قشنگه و forwardش ميكنيم براي اونهايي كه دوستشون داريم يا دوست داريم دوستمون داشته باشن. گاهي reply ميكنيم به فرستنده. گاهي با ديدن عنوانش فوري پاكش ميكنيم.
گاهي خودمون يه دونه compose ميكنيم و ميفرستيم براي بقيه.
گاهي يه عالمه spam جمع ميشه و كلافمون ميكنه.
گاهي براي داشتن يه mailbox ِ خوب دنبال جاهاي مجاني ميگرديم كه از همه جا قابل دسترسند: Yahoo.
گاهي براي داشتن يه mailbox مطابق خواسته مون هزينه ميكنيم.
گاهي جامون تنگ ميشه و به حرف ميايم، بعد يه جاي بزرگ 1GBي تو GMail بهمون ميرسه. اگه حرف نميزديم جامون تنگ ميموند.
گاهي از mailbox مون دور ميشيم و دسترسي بهش سخت ميشه، بعضيامون ميذاريمش روي Auto Reply، بعضيامون هم فقط مدتي جواب نميديم.
گاهي لابلاي يه عالمهmail اول دنبال اونهايي ميگرديم كه دوستشون داريم و ميخونيمشون،
گاهي لابلاي يه عالمهmail اول دنبال اونهايي ميگرديم كه دوستشون نداريم و پاكشون ميكنيم.

زندگي مثل EMail ميمونه.
گاهي بيشتر به Email هايي كه بهمون ميرسه جواب ميدييم. اين Email رو يه دوست برامون forward كرده بوده. اون هم از يه دوست گرفته بودتش و ...

كي composeش كرده بوده؟
اگه اون خودش reply يا forward نكرده، .... متنشو از كجا آورده؟ .....

اونجا كجاست كه منشا اين همه email بوده؟ اونجا كجاست كه حرفش اين زنجيره طولاني forward و reply رو به وجود آورده؟

بيشتر reply و forward ميكنيم يا compose؟

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

هدیه شنبه ششم فروردین 1384 7:8 قبل از ظهر
سلام

اومدم تا یه هدیه کوچولو براتون بذارم

بفرمایید:.

حرف love در زبان چینی

love in chinees language!

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

کیمیاگر جمعه پنجم فروردین 1384 12:56 بعد از ظهر
سلام

شاید با احتمال بالا این تیکه رو خونده باشید

اما بخاطر اونا که نخوندن ببخشید منو

 

کیمیا گر کتابی را که یکی از مسافران کاروان آورده بود به دست گرفت . جلد نداشت ، اما توانست نام نویسنده اش را پیدا کند : اسکار وایلد . همچنان که کتاب را ورق می زد ، به داستانی درباره "نرگس" برخورد .

کیمیاگر افسانه ی نارسیس را می دانست : جوان زیبایی که هر روز می رفت تا زیبایی خود را در دریاچه ای تماشا کند . چنان شیفته ی خود می شد که روزی به درون دریاچه افتاد و غرق شد . در جایی که به آب افتاده بود گلی رویید که "نرگس" نامیدندش .

اما اسکار وایلد داستان را چنین به پایان نمی برد .

می گفت وقتی نارسیس مرد ، اوریادها _ الهه های جنگل _ به کنار دریاچه آمدند که از یک دریاچه ی آب شیرین ، به کوزه ای سرشار از اشکهای شور استحاله یافته بود.

اوریادها پرسیدند : " چرا می گریی؟"

دریاچه گفت : " برای نارسیس می گریم "

اوریادها گفتند : " آه شگفت آور نیست که برای نارسیس می گریی ..." و ادامه دادند : " هرچه بود ، با آن که همه ی ما همواره در جنگل در پی اش می شتافتیم ، تنها تو فرصت داشتی از نزدیک زیباییش را تماشا کنی " .

دریاچه پرسید : " مگر نارسیس زیبا بود ؟ "

اوریادها شگفت زده پاسخ دادند :" کی می تواند بهتر از تو این حقیقت را بداند ؟ هر چه بود هر روز در کنار تو می نشست " .

دریاچه لختی ساکت ماند . سرانجام گفت :

" من برای نارسیس می گریم اما هرگز زیبایی او را در نیافته بودم .

برای نارسیس می گریم چون هر بار از فراز کناره ام به رویم خم می شد ، می توانستم در اعماق دیدگانش ، بازتاب زیبایی خودم را ببینم "

کیمیاگر گفت : " چه داستان زیبایی".

 

کیمیاگر-مقدمه-پائولو کوئلیو- برگردان : آرش حجازی

 

یا حق 

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

آره؟؟؟ چهارشنبه سوم فروردین 1384 11:15 بعد از ظهر
سلام

 

اینم یه چشمه از من

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

عیدی چهارشنبه سوم فروردین 1384 1:31 بعد از ظهر
سلام

اینم عیدی من به شما

بر آمد باد صبح و بوي نوروز به كام دوستان و بخت پيروز مبارك بادت اين سال و همه سال همايون بادت اين روز همه روز.

 

موفق باشید

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

عید ؟؟؟ چهارشنبه سوم فروردین 1384 11:8 قبل از ظهر
سلام

باز عید

باز فکر گردش

باز خیال شادی

باز فکر به ...

خسته ام

میفهمین که؟

حوصله؟ اضطراب؟ و دوباره فکر

باید یه جوری خودمو آدم کنم

یه دو نا کتاب ؟ یه چند روز سفر (البته اگه بشه)

یه دوست که باش حرف بزنم

نمی دونم

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

سالی که نکوست....! سه شنبه دوم فروردین 1384 10:52 قبل از ظهر
سلام

اینجا ایران-کرمان-خونه خودمون-جنگ-دعوا-اعصاب-سال نو دیگه

اینجوریاس؟؟؟!

این نیز بگذرد.

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

ای ول گوگل دوشنبه یکم فروردین 1384 11:33 قبل از ظهر
سلام

اومدم  برم که یهویی رفیقم گفت برم تو گوگل

آقا رفتم

دیدیم که گوگل حال داده اساس

اخه چند وقت قبل عید به بچه ها گفتیم بریم تو گوگل کامنت بذاریم که لوگو رو برا ۷ سین بزاره

 

اینم ثمرش :D

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |

سال 84 دوشنبه یکم فروردین 1384 11:17 قبل از ظهر
سلام

اینجا ایران-کرمان-خانه دوستم-پشت سیستم او- اولین اتصال در سال نو!

هیچی نمیگم

فقط سال نو رو خودتون میسازید

میخواهید خوب باشه یا نه؟؟؟!

 

یا حق

نوشته شده توسط Alen  | لینک ثابت |