شاید آخرین پست من برای حدود ۲ ماه باشه
این یه ترانه از کریس دی برگ هست
واقعا عالیه
The Road to Freedom :: The Words I Love You
|
|
حلالم کن
بدرود
بچه ها شرمنده
من اونجا منظورم زرنده تو یه محیط کاملا ایزوله از لخاظ نت هستم![]()
اما این دلیل بی معرفتی نیست
آخرین خبر هم اینکه من دانشجوی معدن اونجا انجمن علمی کامژیوتر راه انداختم
و یه گروه علمی زبان
با نام Plus infinity
اینم از کارای ما
اما..
این نیز بگذرد
یا حق
![]()
اینا برای اینکه دیر اومدم
آخه رفته بودم یه محیط ایزوله
که هیچ گونه امکان ارتباطی با net نذاشتم
رفته بودم زرند
همون بهشت بی آب و علف قبلی البته یه کم سبز تر ![]()
آقا از چی بگم
از اینکه این مدت نتونستم تو اون خوابگاه با اون وضع ناجور و ترک های رو دیوارش بخوابم یا از اینکه از ترس ساعت ۲ نصفه شب رفتیم جلو پلاسمونو بردیم رو محوطه و از شانس گلمون ۴ صبح لوله آبیاری باغچه ها ترکید و کل زندگیمونو خیس کرد؟؟؟![]()
![]()
هر چی بگم کمه
اما طبق معمول این نیز بگذرد
یا حق
آخره سر حالا داریم میرسیم به ۱۴ فروردین
روزی که قراره باز برگردیم دانشگاه
تو عین ناباوری.وقتی که حتی نمیدونی باید بری یا نه؟!
اما بد ترین چیز شاید احتمالی باشه که رئیس ذانشگاه گفت
اینکه بنا به موقعیت شاید حتی حذف ترم بشیم
کم همینجوری عقب هستیم حالا یه ترم هم باز عقب تر
خدا
برام دعا کنید
یا حق
۴ شبانه روز پیش سفر بودم
پس این دلیل اینکه چرا دیر آپدیت کردم ![]()
جاتون خالی رفتیم جیرفت (یکی از شهرستان های تابعه کرمان) جاتون خالی خونه یکی از دوستان
کلاْ حال کردم
البته فقط دوری از نت عذابم میداد
اما ..
آن نیز گذشت
موفق باشید
یا حق
این پست به افتخار یه دوسته
یه دوست قدیمی که حالا برگشته
میخواذ بمونه
پس باید دلگرم بشه
به افتخارش
یا حق
جالبه، میدونستین بین غرب ترین نقطه قاره آمریکا و شرق ترین نقطه قاره آسیا چقدر فاصله هست؟
فقط حدود 70km!
دو تا جزیره هستند به اسم Diomede Islands که با هم فقط دو سه کیلومتر فاصله دارن. این دوتا یکیشون اینطرف خط بین المللی تاریخه یکیشون اونطرف. به این ترتیب وقتی توی Little Diomede دوشنبه است توی Big Diomede سه شنبه است! یعنی از Little Diomede با یه قایق 10 دقیقه ای میشه رفت فردا!
یا حق
گاهي يه email از يه دوست ميگيريم و بهش جواب ميديدم. گاهي ميبينيم قشنگه و forwardش ميكنيم براي اونهايي كه دوستشون داريم يا دوست داريم دوستمون داشته باشن. گاهي reply ميكنيم به فرستنده. گاهي با ديدن عنوانش فوري پاكش ميكنيم.
گاهي خودمون يه دونه compose ميكنيم و ميفرستيم براي بقيه.
گاهي يه عالمه spam جمع ميشه و كلافمون ميكنه.
گاهي براي داشتن يه mailbox ِ خوب دنبال جاهاي مجاني ميگرديم كه از همه جا قابل دسترسند: Yahoo.
گاهي براي داشتن يه mailbox مطابق خواسته مون هزينه ميكنيم.
گاهي جامون تنگ ميشه و به حرف ميايم، بعد يه جاي بزرگ 1GBي تو GMail بهمون ميرسه. اگه حرف نميزديم جامون تنگ ميموند.
گاهي از mailbox مون دور ميشيم و دسترسي بهش سخت ميشه، بعضيامون ميذاريمش روي Auto Reply، بعضيامون هم فقط مدتي جواب نميديم.
گاهي لابلاي يه عالمهmail اول دنبال اونهايي ميگرديم كه دوستشون داريم و ميخونيمشون،
گاهي لابلاي يه عالمهmail اول دنبال اونهايي ميگرديم كه دوستشون نداريم و پاكشون ميكنيم.
زندگي مثل EMail ميمونه.
گاهي بيشتر به Email هايي كه بهمون ميرسه جواب ميدييم. اين Email رو يه دوست برامون forward كرده بوده. اون هم از يه دوست گرفته بودتش و ...
كي composeش كرده بوده؟
اگه اون خودش reply يا forward نكرده، .... متنشو از كجا آورده؟ .....
اونجا كجاست كه منشا اين همه email بوده؟ اونجا كجاست كه حرفش اين زنجيره طولاني forward و reply رو به وجود آورده؟
بيشتر reply و forward ميكنيم يا compose؟
یا حق
اومدم تا یه هدیه کوچولو براتون بذارم
بفرمایید:.
حرف love در زبان چینی

یا حق
شاید با احتمال بالا این تیکه رو خونده باشید
اما بخاطر اونا که نخوندن ببخشید منو
کیمیا گر کتابی را که یکی از مسافران کاروان آورده بود به دست گرفت . جلد نداشت ، اما توانست نام نویسنده اش را پیدا کند : اسکار وایلد . همچنان که کتاب را ورق می زد ، به داستانی درباره "نرگس" برخورد .
کیمیاگر افسانه ی نارسیس را می دانست : جوان زیبایی که هر روز می رفت تا زیبایی خود را در دریاچه ای تماشا کند . چنان شیفته ی خود می شد که روزی به درون دریاچه افتاد و غرق شد . در جایی که به آب افتاده بود گلی رویید که "نرگس" نامیدندش .
اما اسکار وایلد داستان را چنین به پایان نمی برد .
می گفت وقتی نارسیس مرد ، اوریادها _ الهه های جنگل _ به کنار دریاچه آمدند که از یک دریاچه ی آب شیرین ، به کوزه ای سرشار از اشکهای شور استحاله یافته بود.
اوریادها پرسیدند : " چرا می گریی؟"
دریاچه گفت : " برای نارسیس می گریم "
اوریادها گفتند : " آه شگفت آور نیست که برای نارسیس می گریی ..." و ادامه دادند : " هرچه بود ، با آن که همه ی ما همواره در جنگل در پی اش می شتافتیم ، تنها تو فرصت داشتی از نزدیک زیباییش را تماشا کنی " .
دریاچه پرسید : " مگر نارسیس زیبا بود ؟ "
اوریادها شگفت زده پاسخ دادند :" کی می تواند بهتر از تو این حقیقت را بداند ؟ هر چه بود هر روز در کنار تو می نشست " .
دریاچه لختی ساکت ماند . سرانجام گفت :
" من برای نارسیس می گریم اما هرگز زیبایی او را در نیافته بودم .
برای نارسیس می گریم چون هر بار از فراز کناره ام به رویم خم می شد ، می توانستم در اعماق دیدگانش ، بازتاب زیبایی خودم را ببینم "
کیمیاگر گفت : " چه داستان زیبایی".
کیمیاگر-مقدمه-پائولو کوئلیو- برگردان : آرش حجازی
یا حق
اینم عیدی من به شما
بر آمد باد صبح و بوي نوروز به كام دوستان و بخت پيروز مبارك بادت اين سال و همه سال همايون بادت اين روز همه روز.
موفق باشید
یا حق
باز عید
باز فکر گردش
باز خیال شادی
باز فکر به ...
خسته ام
میفهمین که؟
حوصله؟ اضطراب؟ و دوباره فکر
باید یه جوری خودمو آدم کنم
یه دو نا کتاب ؟ یه چند روز سفر (البته اگه بشه)
یه دوست که باش حرف بزنم
نمی دونم
یا حق
اینجا ایران-کرمان-خونه خودمون-جنگ-دعوا-اعصاب-سال نو دیگه
اینجوریاس؟؟؟!
این نیز بگذرد.
یا حق
اومدم برم که یهویی رفیقم گفت برم تو گوگل
آقا رفتم
دیدیم که گوگل حال داده اساس
اخه چند وقت قبل عید به بچه ها گفتیم بریم تو گوگل کامنت بذاریم که لوگو رو برا ۷ سین بزاره
اینم ثمرش :D

یا حق
اینجا ایران-کرمان-خانه دوستم-پشت سیستم او- اولین اتصال در سال نو!
هیچی نمیگم
فقط سال نو رو خودتون میسازید
میخواهید خوب باشه یا نه؟؟؟!
یا حق



