تولد سهای من نزدیکه
خوب کادوی تولد هم که یه رکن ثابته
اینم کادوی اینترنتی من

همیشه شاد باشی.
بدرود
این گزارش رو از BBC گرفتم
جالبه
مخصوصا برای کسانی که کرمانی نیستن

آيين زرتشتی يکی کهن ترين اديان است که همچنان معتقدانی دارد. تعاليم روحانی آيين زرتشت که بر مبنای بهشت و دوزخ و رستاخيز بنا شده، در اديان اسلام و مسحيت نيز نمود دارد. اما مهاجرت، تغيير کيش به اسلام و قرنها فشار، تعداد زرتشتيان را در ايران به 45 هزار نفر کاهش داده است.

زرتشتيان بعضا به اشتباه آتش پرست معرفی می شوند، حتی در دوره هايی بر مبنای همين توهم مورد اذيت قرار گرفته اند. آتش از ديد زرتشتيان نماد پاکی و نشانه دين آنهاست. تقريبا مانند صليب برای مسيحيان. آتش در اين معبد، به گفته يکی از موبدان آن، برای مدت 70 سال روشن نگه داشته شده است.

| معبد و زيارتگاه کرمان برای مسلمانان محلی نيز از نوعی تقدس برخوردار است. رهگذران مسلمان گاهی اوقات با بوسه ای بر دروازه معبد، به آن ابراز ارادت می کنند. بانويی که در وسط نشسته، می گويد تحت هر شرايطی، هر روز صبح ساعت 6 برای زيارت به معبد می آيد. | ||

اين عکس که به نظر می رسد مربوط به دهه 1920 باشد، کودکان جامعه زرتشتيان کرمان را نشان می دهد. جامعه زرتشتيان کرمان هم اينک نيز وجود دارد و در حال ساخت معبد جديدی است که در آن موزه ای از عکس های قديمی زرتشتيان برپا خواهد شد.

يکی از زرتشتيان محلی، نوه تازه متولد شده خود را به معبد آورده است. دختر خردسال، شکيبا نيز همواره با مادر خود برای عبادت به معبد می آيد و برای زرتشت پيامبر شمع روشن می کند. اکثر تاريخ دانان معتقدند که زرتشت در نواحی شمال شرق ايران و احتمالا هزار سال پيش از ميلاد مسيح متولد شد است، اگرچه برخی تاريخ دانان معتقدند تاريخ تولد او خيلی قبل تر بوده است.

| يکی از کهن ترين و در عين حال، غير متداول ترين بخش های آيين زرتشت، شيوه عمل آنها درقبال جسد مردگان است. زرتشتيان به طور سنتی جنازه مردگان را دفن نمی کردند بلکه جسد را در داخل برج هايی بدون سقف، در معرض عناصر طبيعی - و حيوانات گوشتخوار- قرار می دادند. برج قديمی کرمان صدها سال قدمت دارد و استخوان های مردگان هنوز در داخل آن قابل مشاهده است. اما اينک جامعه زرتشتيان جنازه مردگان را در قبرستانی نزديک معبد در زير خاک دفن می کنند. | ||

در زيرزمين زيارتگاه کرمان، هنوز اين تخت آهنين که برای انتقال جسد مردگان به برج و همچنين چنگکی که برای جابجا کردن استخوان های بازمانده در برج مورد استفاده قرار می گرفته نگهداری می شود.

شبکه های فلزی برای قرار دادن جسد در آنها به طوری که مانع از تماس جسد با خاک شود مورد استفاده قرار می گيرد. زرتشتيان معتقدند زمين يا خاک نبايد با بقايای جسد انسان آلوده شود.
و گفتار آخر
اینکه دوستان زرتشتی ما
مثل همه ما انسان و پاک هستند
و حتی
بیشتر از ما
حداقل در کرمان
به این خاک
حق دارند
یا حق
موضوع رو پیدا کردم
میخوام در باره سها بنویسم

اما...
اول باید ازش اجازه بگیرم
فعلا بدرود

حتما شده که یه عده برنامه بدرد نخور مزاحم به اسم Spyware رو سیستمتون نصب بشه
بعد پدز خودتونو دز بیارین پاک نشن
خوب
راه حل
استفاده ار سایتwww.scanwith.com هست
برین
استفاده کنین
نظر هم بدین
یا حق
روزای اولی که کامپیوتر گرفته بودم
حدود ۷ سال پیش
یه ۴ ۵ تا برنامه داشتم که خیلی بم حال میداد
یکیشون روانشناسی رنگها بود
امروز
یعنی همین الان یه نسحه تحت وب اونو پیدا کردم
این آدرسش
اینم جواب روانشناسی من
◊ نتيجه آزمايش
دنبال موفقيت است و ميخواهد كه بر موانع و مخالفتها غلبه كند و خودش تصميم بگيرد . هدفهاي خود را دست تنها و با ابتكار عمل پيگيري ميكند و دوست ندارد كه متكي بر حسن نيت ديگران باشد .
نيازمند صلح و صفا و آرامش است . خواستار يك همسر صميمي و وفادار است كه از وي توقع توجه خاص و محبت كامل دارد . چنانكه اين خواستههاي او برآورده نشود ، امكان دارد كه از ديگران رويگردان شده و كلا قطع رابطه نمايد . *
در انتخاب همسر خود بسيار سختگير است و در روابط جنسي خويش خواستار يك كمال نسبتا غيرواقعبينانه است .
تفسير فيزيولوژي : اضطراب شخص ناشي از حساسيت سركوفته است .
حساسيت = Sensitivity به معناي توانائي تجربه كردن احساسات و عواطف و درجه تحريك شخص در برابر محركهاي خارجي است .
تفسير روانشناسي : از خوش سليقه بودن ، دلپذير بودن و حساس بودن لذت ميبرد ولي ديدگاه ارزيابي انتقادي خود را حفظ كرده و تحتالشعاع قرار نميگيرد مگر آنكه به اصالت و يكپارچگي يك چيز كاملا مطمئن شود . بنابراين يك كنترل شديد و دقيق بر روابط عاطفي خود به وجود ميآورد تا از موقعيت خود در اين رابطه كاملا مطمئن شود . خواستار صميميت كامل به عنوان سرپناهي در برابر تمايلش مبني بر اعتماد كردن است .
به طور خلاصه : پاسخگوئي كنترل شده .
پاسخگوئي = Responsiveness به معناي پاسخ دادن به يك محرك داخلي يا خارجي است .
براي تحكيم موقعيت و تقويت عزت نفس خويش تلاش ميكند تا موفقيتهاي شخص خودش ( و ديگران را ) با نظر انتقادي و تشخيص عملي بنگرد . اصرار دارد كه چيزهاي مورد نظر او آشكار و بدون ابهام باشند .
دنبال موفقيت است و ميخواهد كه بر موانع و مخالفتها غلبه كند و خودش تصميم بگيرد . هدفهاي خود را دست تنها و با ابتكار عمل پيگيري ميكند و دوست ندارد كه متكي بر حسن نيت ديگران باشد .
نياز به مصاحبت گرم و صميمانه دارد ولي از نزديكان خود توقع دارد كه همواره توجه خاصي به او بكنند . بنابراين چنانكه اين خواسته او در آينده نزديك برآورده نشود امكان دارد كه از آنها دوري گزيند .
در انتخاب معيارها براي انتخاب همسرش بسيار دقيق است و در روابط جنسي خود خواستار يك كمال نسبتا غيرواقعبينانه است .
تفسير فيزيولوژي : اضطراب شخص ناشي از حساسيت سركوفته است .
حساسيت = Sensitivity به معناي توانائي تجربه كردن احساسات و عواطف و درجه تحريك شخص در برابر محركهاي خارجي است .
تفسير روانشناسي : از خوش سليقه بودن ، دلپذير بودن و حساس بودن لذت ميبرد ولي ديدگاه ارزيابي انتقادي خود را حفظ كرده و تحتالشعاع قرار نميگيرد مگر آنكه به اصالت و يكپارچگي يك چيز كاملا مطمئن شود . بنابراين يك كنترل شديد و دقيق بر روابط عاطفي خود به وجود ميآورد تا از موقعيت خود در اين رابطه كاملا مطمئن شود . خواستار صميميت كامل به عنوان سرپناهي در برابر تمايلش مبني بر اعتماد كردن است .
به طور خلاصه : پاسخگوئي كنترل شده .
پاسخگوئي = Responsiveness به معناي پاسخ دادن به يك محرك داخلي يا خارجي است .
براي تحكيم موقعيت و تقويت عزت نفس خويش تلاش ميكند تا موفقيتهاي شخص خودش ( و ديگران را ) با نظر انتقادي و تشخيص عملي بنگرد . اصرار دارد كه چيزهاي مورد نظر او آشكار و بدون ابهام باشند .
جالبه؟
بدرود
اینجا ایران کرمان کتابخونه ملی شنبه ساعت ۱۰.۱۵
دیروز از تهران برگشتم
خبر خوش هیچی ندارم
اما تا دلتون بخواد خبرای بد
اول از همه اینکه ما ساعت ۴.۲۰ رسیدیم تهران
تا ۴.۳۰ نماز و جاگیری تو خابگاه .موبایلمو زدم شارژ یه لحظه چشمام سنگین شد .باز کردم دیدم موبایل نیست
بعد هم که تو انتخابات رای نیاوردم
برخلاف تمام سعی جاوید که ۲۴ تا رای برام گرفت
اما بازم با ۲ رای اختلاف رای نیاوردم
اصلا حال ندارم
شاید پست بعدی کامل تر بگم
بدرود
دیروز همونجوری که گفته بودم انتخابات مجمع ملی جوانان بود
منم هم تو مجمع استانی
هم تو مجمع ملی
و هم تو فدراسیون استانی انتخاب شدم
فردا هم باید همراه تیم اعزامی به تهران برای انتخابات فدراسیون ملی شرکت کنم
اینم بگم که من توی فدراسیون رسانه ها(it - ict) شرکت کرده بودم
ایشالا موفق باشم
![]()
یا حق

اینجاایران کرمان کتابخانه ملی سیستم آخر تهنا یه کم بیحال
هیچ خبر تازه ای ندارم
فقط ۲ شنبه هفته دیگه انتخابات مجمع ملی جوانان هست
من هم کاندید هستم
اگه انتخاب شم میرم تهران برای فدراسیون ملی
دعا کنید
بدرود
سلام
یه نکته جالب کامپیوتریکه از اینجا برداشتم
در ویندوز XP یک Folder ایجاد کنید و عبارت
.{21EC2020-3AEA-1069-A2DD-08002B30309D}
را به انتهای نامش اضافه کنید.
چه می بینید؟ چرا اینطوری شد؟
روی فولدر دابل کلیک کنید... اینجا کجاست؟ عجیبه؛ نه؟
یا حق

نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد..
نمي خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...
ولي بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد ..
گلويم سوتکي باشد...
به دست کودکي گستاخ و بازيگوش..
واو.. يک ريز و پي درپي دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...
بدين سان بشکند در من سکوت مرگبارم را...........
دکتر علي شريعتي
یا حق
این رو از یه استاد اینجا میذارم که معنای شعر درک بشه
استاد فریدون مشیری
لبخند چشم تو
تنها دلیل من که خدا هست و این جهان زیباست
وین حیات عزیز و گرانبها ست لبخند چشم توست
هرچند با تبسم شیرینت آنچنان از خویش میروم که نمیبینمش درست
لبخند چشم تو در چشم من وجود خدا را آواز میدهد
درجسم من تمامی روح حیات را پرواز میدهد
جان مرا که دوریت از من گرفته است شیرین و خوش دوباره به من باز میدهد
برای خود خود نوشتم
شاد باشید
این بار ۵ یا ۶ که از زرند دارم با اینترن کار میکنم و طبق معمول از خونه اردلان
دلم گرفته نمیدونم چرا!
اما اونی که باید بدونه خودش خوب میدونه!!!!
آره با خودتم
اینو بابا برام گفت
خیلی نازه
پس منم برا شما میگم
شبی از گله گرگی برد طعمه
شبان در خواب و امیدش به سگ بود
سحرگاهان دوصد دشنام بر گرگ
ولی غافل که سازش کار سگ بود
یا حق
آخرین بارشهای ذهنی در اثر آخرین حوادث زندگی
"گنج"
نابرده رنج گنجی به دست آورده ام
رنجش پس از گنج آمده
من در هوای مستی ام
چونش نگهداری کنم
"مرگ"
ندارم طاقت و یارای ماندن را
بپا سازید ای یاران قیامت را
نفس در سینه و قلبم میان پنجه هستی
نمیخواهم دگر شوق پریدن را
راستی
این راوشات رو با ذکر نام Alen و آدرس بلاگ میونین بر دارین
یا حق
یکی از دوسان عزیز با نام حالا برای من کامنت گذاشتن که من اصلاْ معنی عشق رو میدونم؟
خوب منم که حتماْ باید جواب میدادم
واژه مکرر عشق
او ز من می پرسید
ای که دم میزنی از واژه عشق
تو صدای عشق را میشنوی؟
تو هجای عشق را میدانی؟
عشق چند بخش است؟
من بدو دادم جواب
ای که از ایده این عشق پری!
خوب گوش کن این صدای سخن عشق است
که در بال نسیم
در قهقه سرخ امید
پنهان است
"ع....ش....ق"
۳ حرف است
۴ هجا دارد
این را نیز میدانم
و بر این باورم عشق
یک بخش است
یک لحظه است
لحظه ای ناب به بلندای وجود
عشق پاینده است.
یا حق

