داشتم وبگردی میکردم که رسیدم به پرشین کارتون
ائن پایین سایت تو یه قسمتی به نام روزنوشت نوشته بود:
□ دن کیشوتهایی هستند که باد میکارند تا بتوانند با آسیابها بجنگند.
□ همهی انسانها برابرند؛ البته پس از تمهیدات لازم.
□ هنر به پیش میرود و پشت سرش، نگهبانان.
خیلی حال کردم باهاشون

جمله اول من رو یاد کتاب دن کیشوت روسی انداخت
کتابی از ایوان تورگینوف که من ترجمه یوسف قنبر از انتشارات کاروان رو خوندم و پیشنهاد میدم
"
میتوان دن کیشوت سادگیها بود و با آسیاهای بادی مبالغه، طمطراق، هیجان
ساختگی، ریاکاری، عشق تصنعی و درخشش دروغین راه و رسمی پرمدعا جنگید.
تورگنیف در تمام عمر همچون شوالیه با همهی اینها جنگید، به نام
بانویی که برای خود برگزیده بود و قهرمانیهایش را به او تقدیم میکرد:
«بانوی دقت». با وجود بدبینی شوپنهاوری که در بعضی اشعار تورگنیف ملاحظه
میشود، آثار او نه درس نومیدی، که بیتشر درس فروتنی می دهد.
اندره موروا
توصیفی مختصر از کتاب" دن کیشوت روسی"
این کتاب حاوی چهار داستان جالب و جذاب از نویسنده بزرگ روس ایوان
تورگنیف است که حقاً به نویسنده ی نویسندگان معروفیت دارد. داستان نخست،
مو- مو، در باب گراسیم است- رعیت کر و لال ولی قوی و خوش قلبی که به نحو
غم انگیز و در عین حال خنده آوری مورد استثمار خانم پیر و نامتعادلش قرار
می گیرد. شخصیت اصلی داستان دوّم، چرتپ خانف، به دن کیشوت سروانتس شباهت
می برد: او سانچوپانزا و دولسینی و روسینانته خود را دارد؛ می خواهد به
رفع و رجوع بی عدالتی های دنیا بپردازد.... به همین دلیل عنوان داستان از
"چرتپ خانف و ندوپ یوسکین" به " دن کیشوت روسی" تغییر یافت. داستان سوم به
شرح سرانجام شوم و تکان دهنده چرتپ خانف می پردازد. " کاسیان چشمه سار
روشن" حیاتی فقیرانه و ساده دارد؛ به انسان و طبیعت عشق می ورزد؛ تمایل
شدیدی به موعظه کردن دارد.... آیا نمی بایست عنوان داستان چهارم به " سن
فرانسیس روسی" تغییر می یافت؟
"
یا حق
