[ سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۹ ] [ ۴:۱۱ ب.ظ ] [ آلن! ]  | 

سالِ 2020، و حتی از نصفِ سال قبل ترش، از نیمه‌ی 2019 و اواخرِ یه هوییِ دوره سربازی، انگار منِ بی جون و بی اختیار رو از پس گردنم دستی ماورایی گرفته بود، و انداخته بود توی یک مخلوط‌کنِ عظیم و دکمه‌ش رو زده بود. 

اتفاق پشت سر اتفاق.

خوب، چیزی که میخوام بگم اینه که آدم بعد از هر دوره‌ای، بعد طی کردن هر خوشی و سختی، وقتی یه روزی که حالش خوبه و دنیا داره خوشگلی‌هاش رو بهش نشون میده، حتی اگه در همون لحظه نفس نفس زنان باشه و زخمی و خونی، نگاه که بکنه به پشتِ پسِ ذهنش، میبینه بزرگ شده، اوضاع بهتر شده، و روال کلی زندگیش رو به رشد بوده.

از آلبر کامو یه جمله میخوندم که توی یکی از معدود گروه‌های تلگرامی  که دارم، اتفاقی جلوی چشمم اومده بود. خوب خیلی وقت پیش اتفاقی اومده بود جلوی چشمم و مانع شده بود برم و پست‌های بعدی رو بخونم. از گروه اومده بودم بیرون و دنبال کارای دیگه، اما هر زمان به گروه سر میزدم اون پست جلوی روم بود و من نمیشد، نمیخواستم، نمیتونستم ردش کنم.

حالا، ردش میکنم. نمیدونم چی بهم این اجازه، این قدرت، این خواست رو میده.

اما میدونم

بدترین چیز دنیا، بهترین چیزشه:

اینکه هیچ چیز در دنیا ثابت نیست ...

 

پ.ن.

نقل قول از آلبر کامو این هست:

 

اما قلب حافظه خودش را دارد؛

و من هیچ چیز را فراموش نکرده ام ...

[ سه شنبه نهم دی ۱۳۹۹ ] [ ۴:۴۵ ب.ظ ] [ آلن! ]  | 

سجاد باهام تماس میگیره

برق شادی تو چشاش هست

گوشی رو میگیره رو مانیتور

میگه من نمیتونم بخونم، این ایمیل چی میگه

میگم تبریک

با درخواست ویزات موافقت شده و بلند میگم خدا رو شکر

الهام بغض کرده

سيندخت یه پارچه بسته دور کله ش و حالا موهایی داره مثلا به بلندی گیس کمند، میگه من ویزا شدم ؛)))))

 

یه فصل جدید داره تو زندگی این خونواده شروع میشه

هفته قبل با استادش جلسه آنلاین داشت و موافقت رو گرفته بود تا ترم اول رو آنلاین بخونه

یعنی ۲۰۲۰ آخر سر چیز خوبی براشون داشت تو آستین؟

امیدوارم براشون به خیر و خوشی باشه

مشخصات
دنيای آلن - Alen's World می‌توان نِق نزد!
می‌توان پیرمرد غرغرویِ درون را خفه کرد!
با همین دو تا دست!
و تازه، جرم که محسوب نمی‌شود هیچ!
ممکن است حتی جایزه بگیری!!!
می‌شود بشوی شیرین‌ترین دانه‌یِ
بزرگترین انارِ
سفره شب یلدا...

کبک، 24 دسامبر 2013