[ شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۰ ] [ ۱۲:۲۵ ب.ظ ] [ آلن! ]  | 

از این هفته برنامه کاری من ۸/۶ شده. ۸ روز کارِ 10 ساعته (با امکان گاهی اضافه کاری تا ۱۲ ساعت) و به دنبالش 6 روز استراحت. معدن ۲ ساعت تا خونه راه داره اما شرکت بهم آپارتمانی اشتراکی داده در شهری که با معدن یک ساعت راهه. برای همین ماشین رو گذاشتم پیش دلبند جان و خودم ۸ روز کاری رو در شهر کناری میمونم و برای 6 روز استراحت میرم خونه.

دیشب اما توی آپارتمان اشتراکی که اتفاقا تقریبا تازه هم نوسازی شده بدباگ دیدم. یه حشری کوچیک که اغلب توی تشک لونه میکنه و شبا میافته به خون آشام بازی. همون زمان به متابع انسانی پیام دادم و گفتن با جدیت پیگیری میکنن.

امروز پیام دادن فعلا میری به یک خونه امن :)))) تا برات آپارتمان جدید پیدا کنیم.

دلبند جان هم هفته بعد امتحان جامع داره. امتحان جامع اون‌ها با اونچه من در دانشگاه داشتم متفاوت هست. علاوه بر گزارش و ارایه، باید به سوال های کتبی داوران هم طی ۲ هفته قبل از جلسه دفاع جواب بده. من به روش نمیارم و میگم آسونه اما میدونم واقعا آسون نیست. اما شکر خدا خوب داره جلو میره.

امروز پیام داد و دلگیر که شب عید هست و من خونه نیستم. خوب حتی فردای عید هم خونه نیستم. من صبح ۴شنبه میتونم برسم خونه. و اینجوری اولین عیدمون و سال نوی دوتایی مون، د و تا یی تحویل میشه...

 

 

سال نوتون مبارک

[ شنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۰ ] [ ۷:۳۹ ب.ظ ] [ آلن! ]  | 

هفته قبل یک نفر رو از شرکت اخراج کردن. سرکارگر بخش تعمیرات که خیلی سال سابقه داره و یه جورایی انگار برای همه کارگرا هم قابل احترام بوده. چرا؟ توی فرآیند استحصال طلا از سنگ معدن از سیانور استفاده میشه. همیشه شنیدیم سیانور سمی است. اما برای اینکه بشه ازش برای کار معدنی استفاده کرد باید شرایط خاصی رو فراهم کرد تا سمیتش تحت کنترل در بیاد. اگر محلول آبی که توش خاک معدنی و سیانور رو اضافه میکنیم به اندازه کافی قلیایی باشه، یا پی هاش بالاتر از 10.5 داشته باشه، سیانور به صورت کامل در محلول میمونه. اما هرچی از قلیایی بودن محیط کم بشه بخشی از سیانور به شکل گاز خیلی سمی و کشنده HCN خارج میشه. این گاز به حدی سمی است که اگر 10 بخش در یک میلیون بخش هوا وجود داشته باشه هشدار تخلیه میگیریم. اما زیر این مقدار برای مدت زمان کاری یک شیفت (۱۰ ساعت) تقریباْ بی خطر ارزیابی میشه. 

حالا داستان این بود که پمپ تزریق سیانور به تانک های انحلال طلا عیب پیدا کرده بوده و به اندازه مصرف ۴ روز کارخانه سیانور به یک مخزن خاص تزریق شده بود. این مقدار سیانور چون بیشتر از حد توان سیستم های سم زدایی کارخانه هستن در یک جای خاص هی آژیر خطر رو به صدا در میاوردن. و برای هر بار آژیر اپراتور باید بره سیستم رو چک کنه و تایید کنه همه چیز ایمن هست. فراوانی این به صدا درآمدن آژیر ها چیزی مثل هر 5 تا 10 دقیقه یک بار شده بود.

آقای سرکارگر قصه رفته و روی سنسور سیانور بالای اون جای خاص یه تیکه نوار چسب زده تا صدار آژیر هر در نیاد! خوب بله همه کارگرای خط سنسورهای شخصی هم دارن و غیر اون یه دونه سنسور ثابت کلی سنسور دیگه هم در کارخونه هست. اما هرگونه تغییر یا مخدوش کردن ابزاری که با سلامت عمومی کارگران در ارتباط هست جرم محسوب میشه.

آره. منم حتی ناراحتم. اما باید این قضیه باید به همین شدت جدی برخورد باشه. شاید فقط یک بار، یکی از اون آژیرها خبر از اتفاق بزرگتری میداد. مثلا همزمان واحد تهویه هوا هم عیب کنه. یا یک پمپ دیگه که یک ماده شیمیایی اسیدی رو تزریق میکنه بیشتر تزریق کنه. اون زمان همه کارگرای توی خط ممکن بود در کمتر از 15 دقیقه از بین برن.

اول ایمنی - بعد کار

[ شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۰ ] [ ۱۱:۳ ب.ظ ] [ آلن! ]  | 

با دلبند جان یک برنامه نه چندان منظم فیلم دیدن داریم. اما چیزی که تقریباْ تنظیم شده است نوع فیلم‌هایی هست که میبینیم. اول به لیست ۱۰ تای پرطرفدار نگاه میکنیم که خیلی وقت‌ها سریال هستن. بعد از اون میریم سراغ دسته بندی Hidden Gems. دسته‌ای که تا الان همه فیلم‌هایی که ازش دیدیم رو دوست داشتیم.

دو شب پیش Against the Ice رو دیدیم. داستان واقعی دو کاشف دانمارکی بخش‌های کشف نشده گرین‌لند. فیلم برگرفته از کتاب Two Against the Ice نوشته آینر میکِلسِن شخصیت اصلی فیلم هست.

و امشب فیلمی دیدیم به اسم Ladies in Black. هیچ ربطی به مردام سیاه‌پوش نداره و فیلمی بود بس دیدنی. از دیدنش راضی بودیم و من راضی ترم چون سبب شد بنویسم. کم و ناقص، اما به از هیچی :)

مشخصات
دنيای آلن - Alen's World می‌توان نِق نزد!
می‌توان پیرمرد غرغرویِ درون را خفه کرد!
با همین دو تا دست!
و تازه، جرم که محسوب نمی‌شود هیچ!
ممکن است حتی جایزه بگیری!!!
می‌شود بشوی شیرین‌ترین دانه‌یِ
بزرگترین انارِ
سفره شب یلدا...

کبک، 24 دسامبر 2013